<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/plusone.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID\x3d3757662\x26blogName\x3dMardetanha\x26publishMode\x3dPUBLISH_MODE_BLOGSPOT\x26navbarType\x3dBLUE\x26layoutType\x3dCLASSIC\x26searchRoot\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/search\x26blogLocale\x3den\x26v\x3d2\x26homepageUrl\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/\x26vt\x3d-2929577097304129648', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>


یادداشت‌های یک مردتنها
notes by a lonely man
God sees the truth but bides it's time
بایگانی لینک‌ها ::
اگه یه مگس بیفته توی فنجون قهوه؟
امروز پنجشنبه
و من خسته از همه ی اطرافیان شدم چه اینترنتی و چه غیر اینترنتی ! به حالت غیر قابل توصیفی در اومدم.
البته شاید یاس فلسفی وبلاگی باشه ! اما خیلی حس جالبی ندارم. هفته آینده برای مدت نامعلومی بر می گردم زنجان.
حس دلتنگی خاصی نسبت بهش احساس می کنه . میدونید ما ترکها اکثرا یک حس ناسیونالیستی داریم .
می دونید توی شهر خود آدم هر جاش رو که نگاه می کنی برات خاطره است آدم هاش و همه چیزش
شاید به قشنگی غربت نباشه ! اما به دل آدم طراوت میده!
خب حتما دیشب خیلی سخنرانی احمدی نژاد رو تو سازمان ملل دیدید. خیلی جالب بود صندلی آمریکا خالی بود.
احتمالا سالن رو ترک کرده بودند.
احمدی نژاد هم هی کشور میزبان میزبان کرد.به نظر من سخنرانی جالبی نبود و ادبیات دوستانه ای نداشت
گرچه اولش یه ابراز همدردی با طوفان زدگان کاترینا ابراز همدردی کرد و من باطلانه با خودم فکر کردم
که شاید می خواد ادبیات دوستانه ای انتخاب کنه !!اما زهی خیال باطل
گزارش سي‌ان‌ان از سخنان "احمدي نژاد" در سازمان ملل
رهبران جهان براي گرفتن عكس يادگاري كنار يكديگر قرار گرفتند
بازتاب گسترده سخنان رييس جمهوري ايران در سازمان ملل، در رسانه هاي خارجي
کمیته مبارزه با ورود احمدی نژاد به نیویورک
نتایج خبری گوگل راجع به سخنرانی
گزارس سیتل تایمز
طبق روال پنجشنبه ها مطلب طنز امروز رو بخونید.
(البته مطلب قدیمیه و ولی با توجه به شرایط موجود خوندنی است اصل نامه با عنوان if and insect fall in cup of tea یک زمانی از فورواردی های معروف میل ها بود)
اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوه ......
اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوهء يه انگليسی ، فنجون رو پرت می كنه توی خيابون و از كافه تريا ميره بيرون!
آمريكايی هه ، مگس رو از توی قهوه بيرون مياره و قهوه رو می خوره!
چينی هه ، مگس رو می خوره و قهوه رو احتمالا" دور می ريزه!
اسرائيلی هه ، مگس رو می فروشه به چينی هه و قهوه رو می فروشه به آمريكايی هه!... بعد توی تلويزيون ظاهر ميشه و دست به گريه و زاری ميذاره كه جونش تهديد شده و در خطره!... بعد اين كار رو ميندازه گردن فلسطينی ها و محكومشون می كنه!... بعد سوريه و حزب الله رو متهم می كنه كه از سلاحهای بيولوژيكی استفاده می كنن!... بعد اين قضيه رو يه عمل ضد يهودی و يه نوع گسترش مجدد قتل عام هيتلری عنوان می كنه!... بعد ياسر عرفات رو متهم می كنه كه مگس توی قهوه ش انداخته!... بعد هر چی از كرانهء باختری و نوار غزه مونده رو اشغال می كنه و محصولات مزارع رو از بين می بره و آبرسانی و كمك رسانی به مردم رو قطع می كنه و به هر فلسطينی ای كه توی خيابون راه بره تيراندازی می كنه!... بعد يه كمك نظامی فوری از آمريكا می خواد!... بعد درخواست يه وام يك بيليون دلاری پرداختی طی 100 سال برای خريدن يه فنجون قهوهء ديگه می كنه!... بعد قهوه چی رو مجبور می كنه كه برای جبران اين قضيه اجازه بده تا آخر قرن جاری توی قهوه خونه ش قهوهء مجانی بخوره!

ايرانی هه ، بلند ميشه قهوه رو می پاشه توی صورت قهوه چی و يقه ش رو می گيره و ميفتن به كتك كاری!... بعد بقيهء مشتريهای پاكار هم هيجانی ميشن و يه دعوای حسابی راه ميفته و قهوه چی هم به ضرب چاقو كشته ميشه!... بعد پليس 110 مياد يه عده رو ميبره!... بعد بچهء قهوه چی دچار ناهنجاری اجتماعی ميشه و در آينده مملكت رو هر چه بيشتر به عقب می كشونه!... بعد متهم ها مخفيانه به زندان اوين منتقل ميشن و تا چند سال سرنوشتشون مجهول باقی می مونه!... بعد يه خبرنگار ميره تحقيق كنه و می گيرندش و با لنگه كفش مخشو صاف می كنن!... بعد توجه جهان جلب ميشه و حكم اعدام مشتری مگس خورده از طرف اتحاديهء اروپا و آمريكا مورد اعتراض واقع ميشه!... بعد متصديان حقوق بشر و سازمان ملل به اينور مرز سرازير ميشن!... بعد مشتری مگس خوردهء ما يه قهرمان ملی ميشه و احزاب داخلی ميفتن به جون همديگه!... بعد از چند سال قضيه فراموش ميشه و مردم كماكان به زندگی عاديشون ادامه ميدن!... بعد بچهء قهوه چی كار باباشو ادامه ميده و از روی عقدهء سالهای بچگی ، توی قهوه های مردم مگس و پشه و سوسك و سنجاقك و .... ميندازه!... بعد يه نفر بلند ميشه يقه ش رو می گيره و ................ و عقب موندگی مملكت تا قرن ها ادامه پيدا می كنه

by: mohsen in 9/15/2005 10:43:00 AM | link
Thursday, September 15, 2005