<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/plusone.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID\x3d3757662\x26blogName\x3dMardetanha\x26publishMode\x3dPUBLISH_MODE_BLOGSPOT\x26navbarType\x3dBLUE\x26layoutType\x3dCLASSIC\x26searchRoot\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/search\x26blogLocale\x3den\x26v\x3d2\x26homepageUrl\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/\x26vt\x3d-2929577097304129648', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>


یادداشت‌های یک مردتنها
notes by a lonely man
God sees the truth but bides it's time
بایگانی لینک‌ها ::
کمک کمک

اقا یکی  دوتا از دوستان خبر دادند وبلاگ من فیلتر شده ! تو رو خدا چک کنید و خبر بدید و خانواده ای را نگرانی برهانید.
عمو فیل ترچی ترو خداااااااااااااااا!
در صورت فیل تر www.mardetanha.persianblog.com
رو داشته باشید.
پ ن مهم : از دیروز در هراس از فیل تر شدن هستم. مخصوصا در تهران ! فعلا قطعیتا چیزی نمی تونم بگم . چون امروز تعطیل بود . ایشالله فردا معلوم میشه !

این مطلب قرار بود در پستی جدا منتشر بشه اما بخاطر مسئله بالا در یک پست منتشر شد.فردا از هم جدا میشند.
شبی در محفلی ذکر علی بود ! شنیدم عاشقی مستانه می گفت: اگر اتش به زیر پوست داری ، نسوزی گر علی را دوست داری .
در میان عقاید شیعه حب علی دوست داشتنی ترین چیزی هستش که من دیدم. علی واقعا نماد خیلی چیز هاست . نماد شجاعت و دلاوری و ....
عید سعید غدیر خم رو بهمتون تبریک می گم.شاید فکر کنید الان این ها رو دارم واسه ترس از فیل تر می نویسم . اما سخت در اشتباهید. این رو تو ذهنم داشتم.که مطلبی راجع به علی بنویسم.
چرا علی رو دوست دارم؟
روزی یکی از استانداران علی به اسم عثمان بن حنیف در مهمانی یک سری از پولدار ها شرکت می کنه ! علی نامه ای بهش می نویشه و توبیخش می کنه ؟ به نظرتون بهش چی می گه ؟
همه می دانند اگر می خواستم می توانستم چیزی جز عسل مصفا ننوشم و هیچ نانی جز معز گندم پوست کنده نخورم و هیچ لباسی جز ابریشم خالص نپوشم ولی محال است هوای نفس بر من غلبه کند .من هیچ وقت غذای لذیذی نمی خورم ؟ چرا ؟ چون احتمال می دهم در حجاز و یمانه کسانی باشند که هیچگاه سیری یادشان نیاید و احتمال می دهم کسانی باشند که امید شب بازگشتن با قرص نان را به خانه ندارند.چه گونه می توانم به  سیر به خوابم در حالی که نزدیک من کسانی باشند که جگرشان از تشنگی و یا معده شان گرسنگی می سوزد.
میشه همچین مردی رو دوست نداشت ؟
منبع یک فایل پی دی اف با اسم حسین ابن علی اثر اقای ملکیان ! روی میل آمادست خواستید بگید بفرستم.

by: mohsen in 1/07/2007 04:55:00 PM | link
Sunday, January 07, 2007