<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/plusone.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID\x3d3757662\x26blogName\x3dMardetanha\x26publishMode\x3dPUBLISH_MODE_BLOGSPOT\x26navbarType\x3dBLUE\x26layoutType\x3dCLASSIC\x26searchRoot\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/search\x26blogLocale\x3den\x26v\x3d2\x26homepageUrl\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/\x26vt\x3d-2929577097304129648', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>


یادداشت‌های یک مردتنها
notes by a lonely man
God sees the truth but bides it's time
بایگانی لینک‌ها ::
خوبرویان جهان

عاشقی محنت بسيار کشيد
تا لب دجله به معشوق رسيد

نشده از گل رويش سيراب
که فلک دسته گلی داد به آب

نازنين چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دل سوخته بود

ديد در روی شط آيد به شتاب
نوگلی چون گل رويش شاداب

گفت:به به چه گل رعنايی است
لايق دست چو من زيبايی است

حيف از اين گل که برد آب او را
کند از منظره ناياب او را

زين سخن عاشق معشوق پرست
جست در آب چو ماهی از شست

خوانده بود اين مثل آن مايهء ناز
که نکويی کن و در آب انداز

خواست کازاد کند از بندش
اسم گل برد و در آب افکندش

گفت:روتا که زهجرم برهی
نام بی مهری بر من ننهی

مورد نيکی خاصت کردم
از غم خويش خلاصت کردم

باری آن عاشق بيچاره چو بط
دل به دريا زد و افتاد به شط

ديد آبی است فراوان و درست
به نشاط آمد و دست از جان شست

دست و پايی زد و گل را بربود
سوی دلدارش پرتاب نمود

گفت:کای آفت جان سنبل تو
ما که رفتيم ٬ بگير اين گل تو !

بکنش زيب سر ٬ ای دلبر من
ياد آبی که گذشت از سر من

جز برای دل من بوش مکن
عاشق خويش فراموش مکن

خود ندانست مگر عاشق ما
که زخوبان نتوان خواست وفا

عاشقان را همه گر آب برد
خوب رويان همه را خواب برد

ايرج ميرزا

by: mohsen in 2/26/2008 02:38:00 AM | link
Tuesday, February 26, 2008