<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/plusone.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID\x3d3757662\x26blogName\x3dMardetanha\x26publishMode\x3dPUBLISH_MODE_BLOGSPOT\x26navbarType\x3dBLUE\x26layoutType\x3dCLASSIC\x26searchRoot\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/search\x26blogLocale\x3den\x26v\x3d2\x26homepageUrl\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/\x26vt\x3d-2929577097304129648', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>


یادداشت‌های یک مردتنها
notes by a lonely man
God sees the truth but bides it's time
بایگانی لینک‌ها ::
یک خاطره قدیمی

نمیدونم سوم ابتدایی بودم یا چهارم ! شاگرد دوم شده بودم و قرار بود به همه ی شاگرد اول های مدرسه جایزه بدند.
روز موعود رسید من رفتم و جایزم رو که یک کره ی جغرافیایی بود گرفتم خیلی خوشحال بود بعد من نوبت شاگر سوم رسید و به اونهم یک کره دیگه دادند. اما کره ی اون 3 برابر مال من بود.
همیشه ناراحت بودم بابت این موضوع و همش با خودم می گفتم این نامردا از اون بیشتر خوششون میومده که ماله اون اینقدر بزرگه !
چند سال گذشت تا اینکه فهمیدم این مدرسه نبوده که جایزه میداده ، به خود خانواده ها می گفتند تا جایزه رو بخرند.
ولی هنوز تلخی اون روز زیره زبونمه !
راستی اون روز لینک بدستم رسید .چند تا جمله بود که مرد ها رو توضیح میداد چند تاش خیلی قشنگ بود:

*اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان مي برد . ولي اگر کلاه کوچکي بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند شوهرش با کمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود !!!
"بالتيمور بيکن

*تنها 99 درصد مردها هستند که باعث بدنامي 1 درصد باقي مانده مي شوند !
" نويسنده ي ناشناس

*ما نقاط مشترک زيادي با هم داشتيم ، من عاشق او بودم و او هم عاشق خودش بود !!!
" شلي وينترز

*کثر مردها سه گروه را دوست دارند ولي هيچ وقت آنها را درک نمي کنند : افراد مونث ، دخترها و زنها !!!
"نويسنده ي ناشناس

*شما خيلي مردهاي باهوش را مي شناسيد که با زنهاي کودن ازدواج کرده اند ، ولي هرگز زن باهوشي را پيدا نمي کنيد که با مرد کودني ازدواج کرده باشد !
" اريکا جانگ

by: mohsen in 5/14/2007 01:01:00 AM | link
Monday, May 14, 2007