<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/plusone.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID\x3d3757662\x26blogName\x3dMardetanha\x26publishMode\x3dPUBLISH_MODE_BLOGSPOT\x26navbarType\x3dBLUE\x26layoutType\x3dCLASSIC\x26searchRoot\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/search\x26blogLocale\x3den\x26v\x3d2\x26homepageUrl\x3dhttp://mardetanha.blogspot.com/\x26vt\x3d-2929577097304129648', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>


یادداشت‌های یک مردتنها
notes by a lonely man
God sees the truth but bides it's time
بایگانی لینک‌ها ::

امروز يه قراره وبلاگي توپ با بچه ها داشتيم
مرد تنها
سعيد
فرهاد
علي رضا
قرار در چهارراه سعدي بود.شاعت ۷:۳۰من از همه زود تر رسيده بودم.بعد از من سعيد عليرضا اومدن. بعدم فرهاد اومد.
فرهاد ماشين داشت رفتيم طرفه کوه بعد امديم ژاسمن نشستيم.اولين بحثمون سر چي خوردن بود که به خوبي و خوشي تموم شد. بعد در مورد چگونگيه افزايش باز ديد کنندگان بحث کرديم.روش هاي من همش همراه با سرقت بود .که سعيد همش مي خنديد بهم
شايد به خاطر اينکه سنم از همه کمتر بود.راستي منو فرهاد همسايه از اب در اومديم.
راستي من سعيد و فرهاد رو اولين بار بود که مي ديدم.
قرار چيزه خوبيه!!!!
بريد فيلم پرفسور ديوانه رو ببينيد که موضوع خوبيه واسه حرف زدن.البنه اگه فرهاد نباشه.چون ديگه حرف نميزنه.
اخرشم فرهاد منو رسوند.سعيد و علي هم خودشون رفتن.

by: mohsen in 12/01/2002 01:24:00 AM | link
Sunday, December 01, 2002